صلاحیت هیئت نظارت اداره ثبت اسناد و املاک در خصوص اسناد رسمی معارض منصرف به موردی است که در خصوص اصل مالکیت اراضی موضوع سند رسمی، اختلاف نباشد در غیر این صورت رسیدگی به دعوا در صلاحیت محاکم دادگستری است.

خلاصه جریان پرونده

 به حکایت دادخواست آقای غ.ل. به وکالت خانم ط.ع. به طرفیت خانم ک.الف. به خواسته صدور حکم بر ابطال سند مالکیت شماره 118-5111/4937/1 به انضمام کلیه خسارات دادرسی اجمالاً در شرح دادخواست درج شده (ص 18) طی سند رسمی 9238-26/7/1350 دو جفت از اراضی پلاک 118 اصلی قریه الف. در حق خواهان انتقال که وی نیز بخشی از اراضی را به سازمان مسکن و شهرسازی استان لرستان انتقال و سازمان مذکور طی قرارداد واگذاری 778-7/10/1376 یک قطعه را به شماره قطعه 7 بلوک 28 از طرح 48 هکتاری به موکل بنده واگذار که طی صورت مجلس تفکیکی پلاک 6081 فرعی از 1243 فرعی از یک فرعی از 118 اصلی برای این قطعه در نظر گرفته که متعاقب آن تعاونی مسکن ص. اقدام به واگذاری همین قطعه به خانم ک.الف. نموده که ایشان نیز مبادرت به اخذ سند تحت شماره 5111 فرعی از 4937 فرعی از یک فرعی از 118 اصلی برای ملک مذکور نموده به موجب استعلامات و کارشناسی تعارض اخذ سند محرز است لذا درخواست حکم بر ابطال سند مذکور را دارم این دادخواست در 26/7/1391 ثبت دادگستری درود و ارجاع به شعبه دوم محاکم عمومی حقوقی درود شده است دادگاه تمهید اجلاس دادرسی و صدور قرار اعدادی نموده قرار کارشناسی ص 68 پرونده محاکماتی و نظریه کارشناس در صفحات 85 لغایت 87 درج است اجمالاً (در اسناد فوق الذکر تداخل اراضی تعاونی مسکن ص. با مسکن و شهرسازی وجود دارد قطعه زمین متنازع فیه جزء اراضی است از طرف مسکن و شهرسازی به آقای غ.ح. واگذارشده است با توجه به کلیه مدارک موجود . . . که اشاره شده بلوک 28 مشخص می شود که آقای غ.ح. قطعه متنازع فیه را یک بار به آقای ح.س. فروخته و یک بار هم به آقای غ.ل. (ک.ن.) فروخته است دادگاه در استعلام از اداره ثبت و اخذ پاسخ ثبت درود (ص 99 و 106) پرونده تصریح نموده (به شرح گزارش پیوست تعداد 10/810 مترمربع با ابعاد مندرج در نقشه شماره سه پیوست تعارض به وجود آمده و در واقع شرکت تعاونی مسکن ص. از ملک سازمان مسکن و شهرسازی تصرف نموده است شماره ثبت این نامه 00400-92 مورخ 1/4/92 است لذا دادگاه در 22/4/92 ختم رسیدگی را اعلام طی دادنامه شماره 00419-92 مورخ 22/4/92 به شرح استدلال و استنتاجی که نموده صفحات 114 و 115 پرونده دعوی خواهان را وارد تشخیص و حکم به ابطال سند مالکیت خوانده به شماره 1/118-5111/4937 به دلیل تعارض با سند خواهان و الزام خوانده به مقادیر هزینه دادرسی و خسارات دادرسی داده اند در مقام تجدیدنظرخواهی خانم ک.الف. که به شماره 0018-92 مورخ 23/6/1392 شده آقای غ.ل. به وکالت خانم ط.ع. دادخواست جلب ثالث آقای س.ج. را تقدیم نموده اند که در مورخ 13/8/1392 ضم پرونده اصلی شود (در رأی بدوی اشعاری به دعوی جلب ثالث نگردیده) در دادخواست جلب ثالث عنوان شده (همین قطعه پس از اخذ سند در سال گذشته به موجب سند رسمی 641961 الف/90 به فرزند خودش س.ج. (مجلوب ثالث) منتقل شده است لذا درخواست ابطال سند رسمی اخیر نیز می شود دادگاه تجدیدنظر استان لرستان شعبه سوم طی دادنامه شماره 00633-92 مورخ 30/10/1392 ضمن نقض دادنامه بدوی با این استدلال و استناد به صلاحیت هیئت نظارت اداره ثبت اسناد استان قرار عدم صلاحیت صادر نموده اند (هرچند دعوی جلب ثالث خواهان که سند معارض مورد ادعای خواهان از سوی خوانده به وی طی سند انتقالی 38520 دفتر . . . درود به خوانده مجلوب ثالث منتقل شده است چون به استناد بند 5 ماده 25 قانون ثبت اسناد و املاک رسیدگی به اسناد رسمی معارض در صلاحیت هیئت نظارت اداره ثبت اسناد استان تهران می باشد بنابراین موضوع خارج از صلاحیت در اجرای ماده 28 آ.د.م. بدین مرجع ارسال داشته اند پرونده بیش از این حکایت مؤثری ندارد.
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سید رسول حسینی طباطبایی و نظریه کتبی آقای نوروزی دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر تشخیص صلاحیت دادگاه تجدیدنظر استان لرستان مشاوره نموده چنین رأی می دهد:


رأی شعبه دیوان عالی کشور

اجمالاً در دعاوی که خواسته ابطال اسناد مالکیت ثبتی معارض (موضوع لایحه قانونی راجع به اشتباهات ثبتی و اسناد مالکیت معارض مصوب 5/10/1333 با اصلاحات بعدی) می باشد که منطوق مقرر در ماده 3 اصلاحی 18/10/1351 عنواناً جواز استماع تشخیص در هیئت نظارت ثبت است و ظهور و امعان (هر موقع در هیئت نظارت تشخیص شود نسبت به ملکی کلاً یا بعضاً اسناد مالکیت معارض صادرشده) مجوز استماع هیئت نظارت ثبت است مشعر بر سلب صلاحیت دادگستری نمی باشد. زیرا:اولاًـ مادام که اصل حقوق مالکیت مفروغ عنه قطعی به حکم قضایی یا تراضی طی اسناد رسمی منتهی نگردیده باشد رسیدگی بدان خارج از صلاحیت هیئت نظارت ثبت موضوع ماده 25 اصلاحی قانون ثبت است اعمال اصلاح و یا ابطال و یا حذف و یا قید و یا درج در اسناد ثبتی مستلزم اعمال مرافعه قضایی در محاکم قضایی است و مرجع ذیصلاح محاکم دادگستری می باشند. ثانیاًـ نفی صلاحیت از محاکم دادگستری مستلزم نص صریح قانونی است مادام که استماع دعوی و رسیدگی به دعوی معلق و یا متوقف و یا منوط به رسیدگی در مرجع دیگری به نص و یا صریح قانون جعل نگردیده باشد تمهید سلب صلاحیت از محاکم دادگستری مغایر اصول 61 و 34 و 159 قانون اساسی است. ثالثاًـ تمایز احکام اصل صلاحیت با اصل استماع دعوی موجد آن است که مرجع قضایی ذیصلاحیت رسیدگی به دعوی را حائز می باشد لکن دعوی مطابق موازین قانونی اقامه نگردیده لذا استماع آنکه مترتب بر امر صلاحیت است به کیفیت صائب اقامه نشده باشد در این صورت نیز صدور قرار عدم صلاحیت صائب نیست. رابعاًـ در شقوق اصلاحی ماده 25 قانون ثبت مادام صلاحیت هیئت نظارت ثبت مستقر می شود که الف ـ نسبت به اصل حقوق مالکیت مفروغ عنه باشد و خللی به حقوقی کسی نرساند ب ـ ترتیبات قانونی قضیه سپری نشده باشد. در خصوص رسیدگی به دعاوی اسناد مالکیت ثبتی معارض مجوز استماع آنکه در ماده سوم اصلاحی قانون مرقوم مقررشده است امعان (هر موقع در هیئت نظارت تشخیص شود نسبت به ملکی کلاً یا بعضاً اسناد مالکیت معارض صادرشده) این امر نافی صلاحیت محاکم دادگستری نیست و سلب صلاحیت محتاج نص قانونی است. لذا با نقض قرار عدم صلاحیت شماره 00633-92 مورخ 30/10/1392 شعبه سوم محاکم تجدیدنظر استان لرستان با تشخیص صلاحیت محاکم قضایی به همان مرجع قضایی ارجاع می دهد این رأی طبق ماده 28 آ.د.م. قطعی و لازم الاتباع است.